
جهش قیمت گاز در اروپا بار دیگر یک واقعیت مهم در اقتصاد انرژی را آشکار کرده است: تغییر شدید قیمت یک سوخت میتواند ترتیب اقتصادی نیروگاهها را در مدت کوتاهی جابهجا کند؛ حتی در سیستمی که سالها برای کاهش وابستگی به زغالسنگ تلاش کرده است.
براساس گزارش رویترز، محدودیت جریان LNG از تنگه هرمز و افزایش نگرانیها درباره عرضه گاز، قیمت شاخص گاز اروپا را در ماه سپتامبر به بیش از ۸۰ یورو به ازای هر مگاواتساعت رسانده است؛ بالاترین سطح طی سه سال گذشته.
همین افزایش قیمت باعث شده حاشیه سود تولید برق با زغالسنگ و لیگنیت، بهطور متوسط از نیروگاههای گازی بالاتر برود. این تغییر برای نخستینبار از دستکم سال ۲۰۲۴ رخ داده و اقتصاد کوتاهمدت تولید برق اروپا را تغییر داده است.
وقتی قیمت سوخت، ترتیب ورود نیروگاهها را عوض میکند
در بازار برق، نیروگاهها صرفاً براساس فناوری یا سیاست انرژی وارد مدار نمیشوند. هزینه تولید هر مگاواتساعت برق نیز تعیین میکند کدام نیروگاه در هر مقطع اقتصادیتر است و این ترتیب اقتصادی در ادبیات بازار برق با مفهوم ترتیب شایستگی شناخته میشود. بهطور ساده، نیروگاههایی که هزینه نهایی کمتری دارند، در شرایط عادی زودتر وارد مدار میشوند و نیروگاههای پرهزینهتر در اولویت بعدی قرار میگیرند.
وقتی قیمت گاز افزایش پیدا میکند، هزینه تولید نیروگاههای گازی نیز بالا میرود و اگر افزایش قیمت به اندازهای باشد که حتی با در نظر گرفتن هزینه انتشار کربن، تولید برق با زغالسنگ ارزانتر تمام شود، نیروگاههای زغالسنگی باقیمانده دوباره در اولویت بالاتری برای تولید قرار میگیرند که هم اکنون این اتفاق در بخشی از بازار برق اروپا رخ داده است.
رشد ۲۷ درصدی تولید زغالسنگ؛ یک پیشبینی
براساس برآوردهای بازار، تولید برق زغالسنگی اروپا در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۶ ممکن است حدود ۲۷ درصد افزایش یابد. همچنین برخی تحلیلگران انتظار دارند تولید برق زغالسنگی در افق ششماهه تقریباً یکچهارم افزایش پیدا کند و در مقابل، تولید نیروگاههای گازی با افتی در محدوده مشابه روبهرو شود.
با این حال، باید دقت کرد که این اعداد هنوز عملکرد تحققیافته محسوب نشده و بنابراین، نمیتوان از این برآورد نتیجه گرفت که اروپا وارد یک دوره جدید و پایدار رشد زغالسنگ شده است و آنچه فعلاً مشاهده میشود، واکنش اقتصادی سیستم برق به یک شوک شدید در قیمت گاز است.
زغالسنگ بازمیگردد؛ اما نه با ظرفیت گذشته
اتحادیه اروپا طی دهههای گذشته بخش بزرگی از ظرفیت زغالسنگی خود را تعطیل کرده است. سهم زغالسنگ از تولید برق اتحادیه اروپا که در سال ۱۹۹۰ بیش از یکسوم بود، در سال ۲۰۲۵ به تنها ۹.۲ درصد رسید؛ بخشی از نیروگاهها تعطیل شدهاند، بخشی در مسیر خروج از مدار قرار دارند و ظرفیت عملیاتی باقیمانده محدود است.
این کاهش ساختاری اهمیت زیادی دارد؛ چرا که حتی اگر امروز اقتصاد نیروگاههای زغالسنگی جذاب شود، اروپا دیگر ظرفیت چند دهه قبل را برای افزایش تولید در اختیار ندارد. در واقع، تفاوت بزرگی میان اقتصادیشدن تولید زغالسنگ و امکان افزایش نامحدود تولید زغالسنگ وجود دارد.
این محدودیت در آلمان، بزرگترین بازار برق اروپا، بهوضوح دیده میشود. براساس برآوردهای منتشرشده، تولید برق زغالسنگی این کشور در سهماهه چهارم ممکن است به سقف عملیاتی ناوگان موجود نزدیک شود.
تفاوت میان ترکیب ظرفیت و تابآوری واقعی
تحولات اخیر اروپا درباره امنیت انرژی یک درس مهم دارد:
ممکن است یک سیستم برق از نظر اسمی ترکیب متنوعی از منابع تولید داشته باشد، اما این موضوع لزوماً به معنای برخورداری از انعطافپذیری کافی در شرایط بحران نبوده و اگر بخش مهمی از ظرفیت قابل کنترل سیستم به یک سوخت خاص وابسته باشد، شوک قیمت یا اختلال عرضه همان سوخت میتواند اقتصاد کل تولید برق را تحت تأثیر قرار دهد.
منابع خورشیدی و بادی میتوانند بخش بزرگی از برق را تأمین کنند، اما تولید آنها به شرایط جوی وابسته است. شبکه در زمانهایی که تولید این منابع کاهش مییابد یا مصرف افزایش پیدا میکند، همچنان به منابع قابل کنترل، ذخیرهسازی انرژی، مدیریت بار و ارتباطات قوی میان مناطق مختلف نیاز دارد.
امنیت انرژی فقط به معنای داشتن ظرفیت بیشتر نیست
اتفاقی که در اروپا رخ داده، نشان میدهد امنیت انرژی را نمیتوان فقط با مجموع مگاوات نیروگاههای نصبشده اندازهگیری کرد و سؤال مهمتر این است که در زمان بروز اختلال، چه میزان از ظرفیت واقعاً قابل استفاده است و سیستم تا چه اندازه میتواند میان منابع مختلف جابهجا شود.
یک سیستم تابآور باید بتواند در برابر تغییر قیمت سوخت، اختلال عرضه، کاهش تولید تجدیدپذیرها یا افزایش ناگهانی مصرف واکنش نشان دهد.
جمعبندی؛ گذار انرژی بدون انعطافپذیری کامل نمیشود
افزایش قیمت گاز در اروپا، اقتصاد کوتاهمدت تولید برق را تغییر داده و باعث شده در برخی بازارها تولید زغالسنگی دوباره نسبت به تولید گازی جذابتر شود. این تحول به معنای بازگشت بلندمدت زغالسنگ نیست؛ بلکه نشاندهنده حساسیت سیستم برق به قیمت سوخت و محدودیت گزینههای جایگزین در شرایط بحران است.
هرچه سهم منابع متغیر در تولید برق افزایش پیدا کند و بازارهای انرژی بیشتر به یکدیگر وابسته شوند، ارزش تنوع سبد تولید، ذخیرهسازی، منابع قابل کنترل و مدیریت هوشمند تقاضا بیشتر خواهد شد. در نهایت، امنیت انرژی فقط به این که یک سیستم در شرایط عادی چگونه کار میکند وابسته نبوده و معیار واقعی تابآوری این است که در شرایط غیرعادی تا چه اندازه امکان تغییر مسیر دارد.